LilySlim Diet days tickers دنبه های اضافی



دنبه های اضافی

روزنوشت هاي يك زن چاق




نویسنده : چاقالو ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢

از روز شنبه رژیم کانادائی رو شروع کردم. یه کم سخته اما خیلی زود وزن رو میاره پائین. کلش هم ١۵ روزه که ٣ روز نگهدارنده است. امروز که روز پنجمه. یه کمی نا پرهیزی کردم اما در کل خوب رعایت کردم. حدود ۵/١ کیلو هم تا دیروز کم کردم. ببینم تا هفته ی دیگه چه می کنم!




کلمات کلیدی :رژیم



 

نویسنده : چاقالو ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٤

ناهار اسفناج آوردم که با ماست بخورم. این آخر هفته ها رژیم آدم رو میزنه به هم! شام هم سبک می خورم. بین روز هم چای و قهوه بدون قند و یکی دو تا پرتقال ! سه شنبه میرم پیش دکتر تغذیه ام تا دعوام کنه!








نویسنده : چاقالو ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱

امروز اول زمستان است و شروعی دوباره برای من ! برای من که باید تا عید حداقل ١٠-١٢ کیلو کم شده باشم. امروز وبلاگهای رژیمی رو به گودرم اضافه کردم تا هر روز بخوانم. هی چاقالو! تو می تونی‌!از امروز ١/١٠/٨٩ !








نویسنده : چاقالو ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠

ناهار امروزم سوپ مرغ و ورمیشله. صبحانه یه کف دست نون و پنیر با یه لیوان چای شیرین خوردم. از همون موقع هم معده ام دوباره اذیت می کنه. احتمالاً به دلیل همون چای شیرینیه که خوردم (تشخیص لاله جون).

راستش رو بگم؟ از خودم راضی نیستم ! نمی تونم محکم "نه" بگم ! "نه" به خوراکیها و غذاها ! و این خیلی بده ! بخاطر همین قاچاق خوریهاست که وزنم تغییر نمی کنه. مگه من به خودم قول نداده بودم ؟ پس چرا قولم یادم میره؟ مگه من چند سال پیش نتونستم ١۵ کیلو رو کم کنم؟ پس چرا الان اراده نمی کنم؟! روزها همینطور به سرعت میان و میرن. آذر هم داره تموم میشه و من ، من چاقالو هیچ تغییری نکردم....

خدایا خودت کمکم کن........




کلمات کلیدی :روحیه




نویسنده : چاقالو ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧

معده ام ریخته به هم ! رفلکس شدید داره و حالت تهوع بهم دست میدهسبزگریه نکنه مال سفت و شل کردن رژیمه است؟!




کلمات کلیدی :رژیم




نویسنده : چاقالو ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤

توی اینترنت می گشتم یه یادداشتی دیدم. یه خانومی برای بچه دار شدن اقدام می کرد و ناموفق بود. بهش گفتند چون چاقی نمیشه روت عمل هم انجام بدیم. بهش ۴ ماه فرصت دادند که لاغر بشه....

حالا به خودم میگم چاقالو!‌فکر کن ۴ ماهت شروع شده و باید اضافه وزنت رو کم کنی. این دو ماه که غلطی نکردی. مگه کاهش وزن جزو برنامه های امسالت نبود آخه؟ خوب یه کاری بکن دیگه. ٣ماه و نیم مونده تا سال جدید. حداقل اینقدر اراده داشته باش که یه برنامه ات رو تا آخر اجرا کنی....یعنی حالم از بی ارادگیت بهم می خوره....




کلمات کلیدی :رژیم و کلمات کلیدی :روحیه




نویسنده : چاقالو ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٧

راست میگی لاله جان! باید یه بار تصمیم بگیرم واسه همیشه‌! باید ببینم:

از اینهمه اضافه وزن خسته نشدم؟ شدم!

از چند تا پله که بالا میرم نفسم نمی گیره؟ می گیره!

لباسهائی که می خوام رو می تونم بپوشم؟ نمی تونم!

از دید بقیه چاق نیستم؟ هستم!

تیکه و کنایه نمی خورم؟ می خورم!

از اینکه گوشتهای پشتم از لباس میزنه بیرون چندشم نمیشه؟ میشه!

نمی خوام بچه دار بشم؟ می خوام!

شوهرم اضافه وزن داره؟ نه!

دوست نداره لاغر و خوشتیپ بشم؟ داره!

اراده لاغر شدن ندارم؟ دارم!

می خوام چند سال دیگه کلی درد و مرض بگیرم؟ نمی خوام!

خوب پس دیگه چه مرگته چاقالو؟ اون شیرینی چی بود صبح خوردی آخه؟ به خوراکی های ممنوع بگو نه! تعارف داری با شکمت؟!

************

ناهار امروزم دوباره میوه است. تا عصر هم شیر و چای و قهوه بدون قند!

دیشب شام هم سیب زمینی و تخم مرغ پخته خوردم. اشتباه کردم یه تیکه نون هم خوردم! امروز دیگه حواسم هست.

پیش به سوی لاغری و سلامتی...




کلمات کلیدی :رژیم و کلمات کلیدی :روحیه




نویسنده : چاقالو ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦

شصت روز از تصمیم من برای رژیم گذشت. ده روزی که گذشت خیلی بد بودم! خیلی! البته سعی کردم مواظب باشم اما دیگه یک هفته مهمونی و سفر و تولد رژیمم رو به هم زد. اما عیب نداره. این هفته دوباره شروع کردم. از همین امروز! حدود ٣ هفته است پیش دکترم نرفتم و اینم خیلی شلم کرده! این دو هفته به خودم قول میدم رعایت کنم و سه شنبه ی آینده برم پیش متخصص تغذیه ام. هر جوری هم که شد شد!

چاقالو! یادت رفته انگار که برای چی رژیم شروع کردی! هان؟ هیچ کدوم از لباسایی که فکر می کردی دوباره اندازه ات نشده که! چرا اینقدر سستی؟ چقدر مونده تا عید؟ ۴ ماه؟ یعنی نمی تونی ١٠-١٢ کیلو کم کنی تا اون موقع؟ برو بمیر شکمو! سبز

ناهار امروزم میوه است. تا عصر هم چای و قهوه و یه لیوان شیر کم چرب! همین!




کلمات کلیدی :رژیم و کلمات کلیدی :روحیه